-
پنجشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۳، ۰۱:۲۹ ب.ظ
-
۲۴۷
انتقادات روز گذشته علمای قم از وزیر ارشاد و تحولات مجلس، گمانهها در باره استیضاح وزاری ارشاد و آموزش و پرورش را تقویت کرده است. از سوی دیگر مخالفتهای ناشی از موضوع حصر و سیاست داخلی مبنای درخواست متفاوتی از رئیسجمهور شده است. شایعه نزدیک بودن توافق سیاسی در مذاکرات هستهای و آخرین تحولات بازار نفت دیگر مطالب مهم روزنامههای آخر هفته هستند.
توصیه یک روزنامه برای کمک به «رئیسجمهور تنها»
مصطفی داننده در روزنامه ابتکار در مطلبی با عنوان «رئیس جمهور تنها» نوشته: رئیس جمهور روحانی شاید هیچگاه تصور نمیکرد وقتی با شعار دولت فراجناحی به قدرت برسد، اینچنین غم تنهایی را بچشد. رئیس دولت یازدهم این روزها از هر سو آماج انتقادهای ریز و درشت میشود. گاهی دوستان به بهانههای مختاف مانند مسئله حصر و توفیق روزنامههای روحانی را مورد نوازش قرار میدهند و دیگر روزها مخالفان دولت از تریبون مجلس، صداوسیما، نماز جمعه و رسانههای نوشتاری و مجازی خود روحانی و دولت تدبیر و امید را مورد نوازش قرار میدهند. در این میان نکته جالب توجه این معنا است که رئیس جمهور به تنهایی سینه خود را در مقابل این انتقادها سپر میکند تا دولت او درگیر حاشیهها نشود. روحانی بر این باور بود که دوستان دیروز اصول گرایش و دوستان اصلاح طلب امروزش، بعد از خرداد 92، او را در مسائل مختلف همراهی خواهند کرد. رئیس دولت تدبیر و امید به این میاندیشید که به بهانه روحانی بودنش، ائمه جمعه سراسر کشور به ویژه تهران، از او و تصمیمات دولتش حمایت میکنند. «شیخ دیپلمات»، فکر میکرد سیاسیون بعد از تجربه تلخ احمدی نژاد، دولت تدبیر و امید او را بالای سر میگذارند و حداقل به هر بهانهای شلاق انتقاد را بر پیکر این دولت نمیزنند. اما هرچه بییشتر از عمر دولت میگذشت، موجهای انتقاد بزرگ تر و هولناک تر میشد. مجلسی که روحانی در روزهای اول آن را راس امور خوانده بود، شمشیر خود را برای دولت از رو بست و تا به امروز 10 کارت زرد را تقدیم دولتی کرده است که هنوز به دو سالگی عمر خود نرسیده است. در خطبههای نماز جمعه به هر بهانهای از پیاده روی تا حضور برخی افراد در سمتهای مختلف و یا حتی کنسرت، روحانی مورد انتقاد قرار میگیرد. اصول گرایان، تمام تصمیمات خارجی روحانی را نقد میکنند و بر این باورند که او عزت ایران را زیر پای خود گذاشته است. اصلاح طلبان نیز از او انتظار دارند سالهای 76 تا 80 را در در دهه 90 ایران تکرار کند. تمام این نقدها و انتظارها باعت شده است روحانی بیش از هر رئیس جمهور دیگری احساس تنهایی کند. هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد هر کدام به هر طریقی مورد حمایت نهادهای مختلف و احزاب نزدیک به خود بودند اما فراجناحی بودن روحانی باعث شده است، هیچ جناحی و جریانی به صورت تشکیلاتی از او حمایت نکنند و رئیس دولت را در تنگناها تنها بگذارند. این تنهایی روحانی شاید بیش از هرچیزی این مسئله را متبادر میکند، رئیس جمهور روحانی باید به فکر تشکیل یک جریان سیاسی باشد، جریان که وابسته فکری و سیاسی به حسن روحانی باشد. جریانی که بشود آنها را روحانی چی نامید. کسانی که بتوانند بار دفاع از دولت را به دوش بکشند و اجازه بدهند روحانی به جای درگیری با مخالفان به مسائل مهم کشوری و جهانی برسد. درگیری مستقیم روحانی با دلواپسان دولت، او را پیش از پیش تنها میکند و همین معنا لزوم تشکیل یک جریان سیاسی را تایید میکند. بهترین زمان برای تشکیل این جریان سیاسی نیز همین امروز است. با توجه به مدت باقی مانده تا انتخابات مجلس و فضای ملتهب سیاسی علیه دولت روحانی، طرفداران دولت باید هرچه سریعتر این جریان را تشکیل دهند تا طیف سوم سیاسی ایران شکل بگیرد. طیفی که میتواند پدر معنوی آن هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی باشند، طیفی که مشی اعتدال را در دستور کار خود قرار میدهد.
رشد ٢٠درصدی قیمت نفت در ٣ روز
شهروند تغییر مسیر قیمت نفت را مورد توجه قرار داده و نوشته: سرانجام نفت ارزان کار دست آمریکاییها داد. آمریکاییها که با تکیه بر میهمان جدید صنعت نفت جهانی یعنی نفت شیل توانسته بودند طی ماههای اخیر حتی عربستان را از نظر میزان تولید پشت سر بگذارند، اما کاهش بیش از حد توان تولیدکنندگان شیل، تعداد زیادی از آنها را از چرخه رقابت با نفت متعارف خارج کرد. براساس اعلام موسسات معتبر بینالمللی نفت شیل آمریکا که از نوعی سنگ استخراج میشود، بین ٤٠ تا ٨٠ دلار هزینه تولید دارد که با افت قیمت نفت در بازارهای جهانی که حتی به زیر ٥٠ دلار نیز رسید، بسیاری از پروژههای این نفت غیرمتعارف از صرفه اقتصادی افتاد. بنابراین روند بازارجهانی نفت که از تابستان گذشته روند نزولی شدیدی به خود گرفته بود، از اوایل هفته جاری تغییر جهت داد و روز گذشته به بالاترین رقم در ماههای اخیر رسید و به ٥٧ دلار در هر بشکه نزدیک شد.
خبرگزاری بلومبرگ دراین زمینه گزارش داد که قیمت نفت در سه روز حدود ٢٠درصد افزایش یافت. این افزایش قیمت درحالی صورت میگیرد که در چند ماه اخیر قیمتها سیر نزولی داشته است و حتی با رسیدن فصل سرما تغییر محسوسی در قیمتها مشاهده نشد. اما از ٣ روز گذشته تغییراتی در بازار صورت گرفت بدینترتیب که جمعه گذشته قیمت نفت وست تگزاس اینترمدیت بیش از ٤٤ دلار در هر بشکه بود، اما روز سهشنبه هر بشکه آن تقریبا ٥٤ دلار در هر بشکه فروخته شد. این درحالی است که قیمت نفت از ژوئن (خرداد) گذشته تا نیمههای ژانویه (اوایل بهمن) تقریبا ٦٠درصد کاهش یافته است. تئوریهای مختلفی در مورد اینکه چرا شتاب تغییر قیمت نفت اینقدر زیاد شده است، وجود دارد. یکی از دلایل ممکن، خرید سهام نفت بلافاصله پس از فروش آن است، بدین معنی که معاملهگران بدبین در فشار ناشی از تغییرات ناگهانی بازار گرفتار آمدهاند.
همچنین این امیدواری وجود دارد که عرضه نفت بهسرعت کاهش یابد و بازار به تعادل برسد. هفته گذشته شاهد کاهش شدید تعداد دکلهای فعال نفتی در آمریکا بودیم.
قیمت نفت وست تگزاس اینترمدیت در پایان معاملات روز سهشنبه بازار تجاری نیویورک با ٣,٤٨درصد کاهش به ٥٣.٠٥ دلار در هر بشکه رسید و قیمت نفت برنت دریای شمال نیز دراین روز هنگام بسته شدن بازار آیس فیوچرز اروپا واقع در لندن با ٥.٧٧درصد افزایش به ٥٧.١٩ دلار در هر بشکه صعود کرد.
همچنین بیزینس ریپورت مهمترین دلیل رشد قابل توجه قیمت نفت در بازارهای جهانی را کاهش سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ نفتی اعلام کرده است. به گزارش این رسانه «بریتیش پترولیوم» و شرکت «شورون» به دلیل کاهش قیمت نفت و به صرفه نبودن تولید، هرکدام ١٣درصد هزینههای جاری خود را کاهش دادهاند، تحلیلگران معتقدند قیمت نفت در آینده باز هم افزایش مییابد.
این گزارش اضافه کرده است با کاهش سرمایهگذاری این شرکت بزرگ نفتی، میزان تولید نفت در آینده کاهش و قیمت بالا خواهد رفت. قیمت نفت از پنجشنبه گذشته زمانی که آمارها نشان داد که تعداد دکلهای حفاری نفتی آمریکا به کمترین میزان خود طی ٣٠سال گذشته رسیده است، ١٥درصد افزایش یافت. هفته گذشته ٩٤ دکل حفاری نفتی آمریکا به دلیل کم بودن قیمت نفت و به صرفه نبودن حفاری و تولید کار خود را تعطیل کردهاند.
بریتیش پترولیوم شرکت بزرگ حفاری نفتی اعلام کرد امسال هزینه جاری خود را ١٣درصد و به ٢٠میلیارد دلار کاهش میدهد. هفته گذشته هم شرکت شورون از کاهش ١٣درصدی هزینه جاری خود به ٣٥میلیارد دلار خبر داد.
BP شرکت انگلیسی نفت و گاز است، که دفتر مرکزی آن، در لندن قرار دارد. شرکت بیپی، در سال ٢٠١١ بهعنوان سومین شرکت بزرگ در زمینه انرژی و چهارمین شرکت بزرگ جهان، بر پایه میزان درآمد سالانه، انتخاب شد. شرکت بریتیش پترولیوم، همچنین یکی از پنج شرکت بزرگ نفتی جهان است، چهار شرکت دیگر، رویال داچ شل، شورون، اکسانموبیل و توتال هستند. «میشایل هوسون» تحلیلگر بازار معتقد است کاهش سرمایهها از سوی شرکتهای عمده نفتی به افزایش قیمت نفت کمک خواهد کرد. هوسون گفت: شرکتهای زیادی اعلام کردهاند که کاهش عمدهای در سرمایهگذاریهای نفتی و نیز تعداد حفاریهای خود خواهند داشت بنابراین افزایش قیمتی که اکنون شاهد هستیم نتیجه کاهش سرمایهگذاریها است. «برنستین» تحلیلگر دیگری گفت: کاهش سرمایهگذاری شرکتها خطر جدی برای تولید نفت است و تولید را در خلیج مکزیک، دریای شمال و برزیل تحتتأثیر قرار میدهد. این تحلیلگر ادامه داد: افزایش تقاضا در قبال کاهش عرضه، به واسطه کم شدن سرمایهگذاری، قیمت نفت را به میزان سال گذشته میرساند. مورگان استانلی نیز معتقد است: با کاهش تعداد دکلهای حفاری و سرمایهگذاریهای نفتی، وضع نفت وارد مرحله تازهای میشود و تولید کاهش خواهد یافت. در این میان دو نماینده اوپک هم میگویند: آنها به هیچوجه اجازه نمیدهند که قیمت نفت به کمتر از ٣٠ تا ٣٥ دلار در هر بشکه برسد. کارشناسان با رصد تحولات بازار جهانی نفت و همچنین اقتصاد جهانی انتظار دارند که قیمت نفت خام طی روزهای آینده باز هم افزایش یابد. در این زمینه کاهش جدی سرمایهگذاریهای نفتی، افت تعداد دکلهای حفاری آمریکا، فروش زودهنگام سهام شرکتهای نفتی و بازارهای آتی و درنهایت یورش گروه تروریستی داعش به سمت چاههای نفتی عراق مهمترین عواملی هستند که قیمت نفت را تقویت کردهاند.
دو وزیر زیر تیغ استیضاح
اعتماد از جمله روزنامههایی است که وضعیت دو وزارتخانه تحت فشار را مورد توجه قرار داده است. این روزنامه در باره «فشار دو طرفه برای برکناری وزیر آموزش و پرورش» نوشته: منتقدان دولت کمر همت بسته اند تا دومین وزیر آموزشی دولت را هم از کابینه خارج کنند، همان طور که قبلاوزیر علوم را برکنار کردند. در حالی که هیات رییسه مجلس از اعلام وصول استیضاح علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش سر باز می زند، دیروز موافقان استیضاح او در مقابل جایگاه هیات رییسه تجمع کردند تا نشان دهند همچنان بر موضع خود استوار هستند: موضعی که کمتر از یک ماه پیش باعث شد تا وزیر آموزش و پرورش روحانی دومین کارت زرد را هم در پرونده خود تجربه کند. کارت زردی که برای مخالفان او در بهارستان تنها از این حیص ارزشمند است که آنها را برای نزدیک شدن فانی به جلسه استیضاح امیدوارتر می کند.
طرح استیضاح فانی موضوع امروز و دیروز نیست. ١١ماه پیش و در اواسط اسفند سال گذشته بود که نخستین بار استیضاح او با ٨٠ امضا و ١٧ محور تقدیم هیات رییسه شد. آن روزها مثل روز روشن بود که هیات رییسه مجلس هزینه برکناری یک وزیر در ٩ ماه اول عمر دولت را نخواهد پذیرفت و اجازه نمی دهد تا دولت یازدهم نخستین سال نوی خود را با یک صندلی خالی در کابینه شروع کند. پنج ماه بعد از آن اما هیات رییسه هم نتوانست در مقابل فشارها برای استیضاح وزیر علوم روانی ایستادگی کند. رضا فرجی دانا برکنار شد و سیاستی جدید در دستور کار هیات رییسه قرار گرفت: هیچ استیضاحی تا پایان سال اعلام وصول نمی شود. هیات رییسه هیچگاه این سیاست را علنی اعلام نکرد اما در این ماه ها برخی نمایندگانی که خواهان استیضاح وزرا بوده اند مکررا از این تصمیم سخن گفته اند. بعد از برکناری فرجی دانا شبح استیضاح بیش از همه بر گرد سر حمید چیت چیان، وزیر نیرو می گشت. طرح استیضاح او همزمان با استیضاح فرجی دانا تحویل هیات رییسه شده بود اما ماه ها بعد از آن هم تهیه کنندگان آن و در راس آنها نادر قاضی پور به اعلام وصول نشدنش اعتراض داشتند. حالااما یکی، دو ماهی می شود که سودای برکناری علی اصغر فانی بازار داغ تری پیدا کرده است. او در مجلس منتقدان و مخالفانی جدی دارد. مخالفانی که دیگر دسته بندی سیاسی آنها هم سخت است. از تعدادی از نزدیکان جبهه پایداری گرفته تا برخی از هواداران دولت طرح استیضاح او را امضال کرده اند. این شاید کار مقاومت و ایستادگی هیات رییسه را سخت تر از قبل کند.
همین روزنامه در شروع مطلبی با عنوان «راه استیضاح جنتی هموارتر شد» در باره واکنش شدید سه مرجع تقلید به وزارت ارشاد نوشته: هم خوانی» یا «تک خوانی»؟ اختلاف نظر در مورد همین «هم» یا «تک» موجب شد که روز گذشته سه تن از مراجع تقلید به انتقاد ویژه ای از وزارت ارشاد بپردازند. وزارت ارشاد«تک خوانی» را رد می کند و برای آن دلیل و برهان می آورد اما خبر ارایه مجوز به یک آلبوم تک خوانی زن باعث شد که انتقاداتی که می رفت تا از وزارت ارشاد فروکش کند مجددا شعله ور شده است و علاوه بر مراجع تقلید، مجلس هم انتقادات گسترده ای از این وزارتخانه داشته است. درس خارج فقه صبح چهارشنبه آیت الله نوری همدانی و آیت الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید مقیم قم شاهد اعتراض به رویکرد وزارت ارشاد به ویژه در حوزه موسیقی بود. انتشار آلبوم«تو را ای کهن بوم دوست دارم» همان آلبومی است که وزارت ارشاد می گوید همخوان زن در آن وجود دارد و برخی می گویند «تک خوانی» در آن صورت گرفته است.
واکنشها به شایعه قریبالوقوع بودن بخش سیاسی توافق هستهای
اعتماد «شایعه توافق سیاسی» را مورد اشاره قرار داده و نوشته: آسوشیتدپرس در خبری که دو طرف مذاکرات هسته ای تایید نکرده اند گزارش داد :بر سر فعالیت تعداد زیادی از سانتریفیوژهای ایران توافق شده است
باز هم چند روز، پیش از برگزاری مذاکرات هسته ای ایران در مونیخ، و افشاگری یک خبرگزاری امریکایی در خصوص طرحی که ادعا می شود در اتاق مذاکره میان ایران و امریکا در حال بررسی است. آسوشیتدپرس در تازه ترین گزارش خود که عنوان اختصاصی را هم به آن داده ،اعلام کرده است که ایران و ایالات متحده در قالب مذاکرات هسته ای که از یک سال پیش میان دو کشور آغاز شده و در چند ماه اخیر هم سرعت گرفته است، در حال بحث درباره پیشنهاد جدید هسته ای هستند. براساس آنچه این خبرگزاری امریکایی ادعا کرده است در سایه این طرح، ایران می تواند بخش زیادی از سانتریفیوژهای خود را حفظ کند. بحث میزان غنی سازی اورانیوم در ایران یکی از اصلی ترین موانع در راه رسیدن به توافق جامع هسته ای در یک سال و نیم اخیر بوده است و با این ادعای آسوشیتدپرس به نظر می رسد که مذاکره کنندگان ایران و امریکا در مسیر گشایش این گره قرار گرفته اند. ایران از ابتدای مذاکرات هسته ای با شش کشور اعلام کرده بود که در مسیر شفاف سازی برنامه هسته ای خود قرار می گیرد و با اعتمادسازی هم مشکل بنیادینی ندارد اما شکل این روند باید در مذاکرات مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. مطالبه ایران حفظ ساختار هسته ای خود به گونه ای است که بتواند در آینده به غنی سازی صنعتی هم دست پیدا کند و در طرف مقابل هم مطالبه غربی ها طولانی تر کردن مدت زمان گریز هسته ای ایران به یک سال است. آسوشیتدپرس ادعا می کند که در پیشنهاد جدید هسته ای که روی میز مذاکرات قرار دارد ایران می تواند بخش زیادی از فناوری غنی سازی اورانیوم خود را حفظ کند اما توان بالقوه تولید سلاح را کاهش دهد. در شرایطی که این طرح به واقعیت نزدیک یا تا حدودی قرابت فنی داشته باشد ، باید گفت که در سایه آن هم درخواست ایران برای غنی سازی صنعتی و نه دکوری محفوظ خواهد ماند و هم مطالبه غرب برای افزایش زمان گریز هسته ای به یک سال جامه اجابت بر تن خواهد کرد.
مهدی محمدی از همراهان تیم هستهای جلیلی در ابتدای سرمقاله روزنامه وطن امروز با عنوان «دام دو مرحلهای» نوشته: شواهد متعدد نشاندهنده این است که یک جریان خاص در کشور قصد دارد ظرف هفته آینده – احتمالا در حاشیه مذاکرات مونیخ- توافق سیاسی با گروه 1+5 را نهایی و علنی کند.
وی در پایان مطلبش آورده: بیآنکه هیچ قصدی برای اغراق وجود داشته باشد، توافقی که طرفها به دنبال اعلام آن در هفته آینده هستند یک فاجعه تاریخی است. منتها ظاهرا دو طرف برای کاستن از ابعاد این فاجعه تصمیم گرفتهاند با تفکیک توافق به دو مرحله سیاسی و جزئیات، اندکی از بار منفی آن بکاهند.
آخرین نکتهای که مایلم در این یادداشت به آن بپردازم دقیقا همین مساله است که چرا توافق نهایی با 1+5 به دو بخش توافق سیاسی و توافق روی جزئیات تقسیم شده است؟ هدف از این بازی دیپلماتیک چیست و سود آن را چه کسی خواهد برد؟
ابتدا توجه کنید که اساس دعوا میان ایران و 1+5 بر سر همان چیزی است که نام آن «جزئیات» نهاده شده است. موضوعاتی مانند نوع و تعداد ماشینها، ذخیره مواد، زمان گام نهایی، اراک، فردو، بازرسیها،PMD، R&D و... اصلیترین موضوعات مورد اختلاف میان ایران و آمریکاست که در این ترفند جدید نام همه آنها جزئیات نهاده شده و تعیین تکلیف نهایی آنها به مرحله مابعد توافق سیاسی موکول شده است. توافق سیاسی اما ظاهرا شامل یک سلسله اصول کلی خواهد بود که جزئیات آن در ماههای بعد تکمیل میشود.
نخستین نکته در اینجا این است که ایران و 1+5 اساسا نیازی به تفاهم روی اصول کلی ندارند. فهرست کردن یک مشت عبارات کلی بدون شک دردی از ایران دوا نخواهد کرد. بنابراین اگر حقیقتا ارادهای برای یک توافق خوب وجود دارد دو طرف باید مستقیما به سراغ همان چیزی که نامش را جزئیات گذاشتهاند بروند و آنها را تعیین تکلیف کنند.
نکته دوم این است که در شرایطی که درباره جزئیات تفاهمی وجود ندارد، توافق روی اصول کلی فقط یک دام است. توافق روی کلیات، توافق بر سر جزئیات را اجباری خواهد کرد و ظاهرا آمریکاییها (به همراه کسانی در داخل) دقیقا به دنبال همین هستند که شرایطی ایجاد کنند که ایران دیگر نتواند در جزئیات مناقشه کرده و مجبور شود با امتیازدهی در آن حوزه، شرایط مدنظر آمریکا را بپذیرد.
دومرحلهای کردن توافق در واقع روشی است برای کاهش حساسیتها نسبت به موضوعات اصلی و بازگشتناپذیر کردن توافق روی مسائل اصلی.
به راستی اگر دولت باور دارد که میتواند به یک توافق قابل دفاع با 1+5 برسد، نیازی به این بازیها نیست و هر زمان که جزئیات اصلی مورد اختلاف را حل و فصل کرد، باید اعلام توافق کند. در غیر این صورت، اصرار بر اعلام یک توافق سیاسی کلی، یک معنا بیشتر نخواهد داشت و آن هم این است که دولت میخواهد حین بحث درباره آنچه جزئیات نام نهاده شده، در مسائل اساسی مورد اختلاف، امتیازهای تاریخی به طرف مقابل واگذار کند.
آرمان هم در این باره در مطلبی با عنوان «توافق هستهای با سنگینی کفه طرف ایرانی»نوشته: هرچند که مذاکرات هستهای با توجه به حساسیتهای ویژه معطوف به آن، پشت درهای بسته و به شکل محرمانه برگزار میشود اما رسانههای مختلف داخلی و بینالمللی وفق کارکرد ذاتی خود و حساسیت دوچندان افکار عمومی نمیتوانند بیتفاوت از کنار آن گذشته و به دنبال اخبار موثق از روند مذاکرات نباشند بهخصوص که اظهارنظرهای تلویحی طرفین و نیز روند مذاکرات فشرده نشان میدهد که خبری در راه است. ایسنا نوشت؛ خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از منابع دیپلماتیک مدعی شد: ایران و آمریکا درحال رایزنی بر سر توافقی هستند که اجازه میدهد تهران بخش اعظم تکنولوژی غنیسازیاش را حفظ کند. البته منابع دیپلماتیک تاکید کردهاند که تضمینی وجود ندارد این طرح به توافق منجر شود اما همین که طرف غربی انعطافی قابل توجه را در پیشنهادات خود لحاظ کرده نکته مثبتی بوده و نشاندهنده عزم جدی طرف مقابل برای رسیدن به توافق هستهای است. بر اساس طرح ادعایی، ایران میتواند حدود 10هزار سانتریفیوژ خود را حفظ کند اما در عین حال آنها را بهگونهای دوباره پیکربندی کند که موجب کاهش حجم اورانیوم غنیسازی شده آنها شود. بیگمان این طرح با واکنشهای منفی و تند مخالفان توافق روبهرو خواهد شد چراکه حفظ 10هزار دستگاه سانتریفیوژ برای طرف ایرانی ضربه مهلکی برای آنان است که به کمتر از برچیدن تمامی سانتریفیوژها رضایت نمیدادند و البته درچنین طرحی یک امتیاز ویژه نیز برای طرف ایرانی ملحوظ است چراکه ایران میتواند با حفظ دستگاههای سانتریفیوژ خود به هنگامهای که اراده کند ظرفیت غنیسازی خود را بالا ببرد و این نکته نیز قطعا با واکنش منفی تندروهای آمریکایی و غربی روبهرو خواهد شد. البته این دو دیپلمات در ادامه نیز مدعی شدهاند که بخشی از اورانیوم غنیشده ایران به خارج از کشور منتقل خواهد شد، نکتهای که پیشتر نیز در رسانههای غربی مطرح و از سوی طرف ایرانی رد شده بود. البته در یک فرآیند کلی با توجه به حفظ بخش قابلتوجهی از زیرساختهای هستهای و سانتریفیوژها شاید ایران نیز با انتقال بخشی از اورانیوم خود موافقت کند و همه چیز را باید در یک بسته کلی دید همانی که دیپلماتهای ایرانی از آن با عنوان «توافق بر سر همه چیز یا هیچ چیز» یاد میکنند.
همین روزنامه در مطلب دیگری با عنوان «دستاورد تاریخی اوباما» به قلم حسن هانیزاده کارشناس مسائل خاورمیانه نوشته: گزارشها نشان میدهد مذاکرات ایران و 1+5 از مسائل سیاسی عبور کرده و اکنون وارد مرحله حساس موضوعات فنی شده است. بسیاری از تحلیلگران اعتقاد دارند مذاکرات ایران و 1+5 تا دهم تیرماه آینده به یک نتیجه مطلوب برای رسیدن به یک توافقنامه جامع منجر خواهد شد اما بهرغم این خوشبینیها به نظر میآید مسائل فنی که بخش کوچکی از روند مذاکرات را تشکیل میدهد از ویژگیها و پیچیدگیهای زیادی برخوردار است. گزارشها نشان میدهد کشورهای غربی دو موضوع را در حوزه فنی به شدت مورد توجه قرار دادهاند؛ نخستین موضوع دادن اطمینان لازم از سوی ایران به جامعه جهانی است مبنی بر اینکه ایران در پی تولید سلاح هستهای نیست. ایران در طول 12 سال گذشته همواره تأسیسات هستهای خود را به روی بازرسان آژانس گشوده است و هیچگونه مشکلی در مسیر استفاده ایران از فناوری صلحآمیز هستهای وجود ندارد. موضوع دیگر شمار سانتریفیوژهاست که غرب و آمریکا خواهان کاهش شمار سانتریفیوژها و نقش نظارتی جامعه جهانی بر فعالیت هستهای ایران هستند. در این خصوص نیز رفتار ایران در بازکردن درهای تأسیسات هستهای خود به روی بازرسان آژانس نشان از حسننیت ایران و تعامل سازنده این کشور با نهادهای بینالمللی برای شفافسازی و اعتمادسازی دارد. به همین دلیل ایران اکنون توپ را به زمین 1+5 پرتاب کرده است. بنابراین اگر ظرف ماههای آینده آمریکا همچنان درصدد کارشکنی درروند مذاکرات برآید ایران گزینههای مناسبی در برابر زیادهخواهیهای غرب خواهد داشت. این گزینهها شامل خروج از روند مذاکرات و برگشت به چرخه غنیسازی به میزان بالای 20درصد خواهد بود؛ هرچند این گزینه محتمل بهنظر نمیرسد اما حداقل افکار عمومی پی خواهد برد که ایران تمام مسیرهای اعتمادسازی را طی کرده است. از سوی دیگر طرح موضوع توان دفاع موشکی ایران از سوی آمریکا نشان میدهد که این کشور با قطبنمای لابیهای صهیونیستی و دولتمردان اسرائیلی حرکت میکند هرچند که شکاف زیادی میان دیدگاه کنگره آمریکا و کاخ سفید وجود دارد اما به نظر میرسد اوباما تلاش میکند در دو سال باقیمانده از ریاستجمهوری خود یک دستاورد تاریخی ارائه دهد. این دستاورد تاریخی میتواند در حوزه فعالیت هستهای ایران صورت بگیرد.