-
جمعه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۳۸ ب.ظ
-
۱۲۸
جشنواره فیلم فجر در حالی از فردا با برگزاری مراسم افتتاحیه آغاز میشود که ادبیات تند و غیرمنصفانه شدت گرفته و این حملات دامن مجید مجیدی، محمد بزرگنیا و دیگر داوران این رویداد را نیز گرفته و تعبیر «جنگ نفتکشها» را برای این دوره از جشنواره به همراه آورده است؛ رویکردی که نشان میدهد علیرغم بیحاشیه بودن فیلمها راه یافته به جشنواره سی و سوم، میتوان حاشیه تولید کرد!
مجموعه جشنوارههای فجر در این دوره از حساسیت بالایی برخوردارند و میتوان برای آینده تصمیم گیران کنونی وزارت فرهنگ و ارشاد تاثیرگذار باشند و در این میان جشنواره فیلم فجر به عنوان مهمترین رویداد فرهنگی کشور، از دیگر جشنوارههای فجر حساستر است و طبیعتاً همین حساسیت منجر به محافظه کاری ناخواستهای در برخی از امور این جشنواره میشود.
سوای کیفیت سی و سومین جشنواره فیلم فجر که از فردا همزمان با برگزاری مراسم افتتاحیه باید دربارهاش به نظاره نشست و با پایان مراسم اختتامیه میتوان دربارهاش قضاوت داشت، آنچه قابل توجه است، آغاز تسویه حسابها با فرارسیدن «سال تحویل» سینمای ایران است؛ اتفاقی که حتی دامان چهرههایی چون علیرضا شجاع نوری، جواد طوسی، مجید مجیدی، محمدبزرگنیا، مهتاب نصیرپور، عزیز ساعتچی و... را نیز گرفته و همزمان فیلمهای جشنواره نیز مجموعاً با تعبیر «نفت کش» خوانده میشوند!
نقد آغازین برخی رسانهها در این باره بوده که چهرههای برگزیده شده برای داوری مطلوب نیستند، حال آنکه مشخصاً مجیدی مجیدی با احتساب ریاست هیات داوران جشنواره سی و سوم، تنها سابقه شش دوره حضور در جشواره فجر را دارد و کثرت تعداد حضورش در جشنوارههای خارجی نیز بر کسی پوشیده نیست. علیرضا شجاعنوری نیز علاوه بر حضور در سینما به عنوان مدیر بینالمللی فارابی در دورهای طولانی، حضور بسیار طولانی و پررنگی در جشنوارهها داشته است.

درباره محمد بزرگنیا، مهتاب نصیرپور و عزیز ساعتچی نیز تعابیر مشابهی میتوان داشت و بنابراین نخستین بیانصافی درباره داوران جشنواره فیلم فجر صورت پذیرفته است اما این بیانصافی تنها به داوری محدود نشده و کل فیلمهای جشنواره نیز همچون داورانش به «نفت کش» تعبیر شدهاند که در این رویداد به رقابت میپردازند.
هرچند بنیاد سینمایی فارابی در یک سال اخیر همچون سالهای پیشین به اکثر فیلمهای جشنواره کمکهای مالی یا تجهیزاتی (ارائه دوربین و ابزارهای تصویربرداری) داشته اما حقیقت امر آن است که این کمکها با توجه به وضعیت اعتبارات سینمایی بسیار اندک بوده و اساساً امسال حتی امکان تولید یک فیلم فاخر نیز به دلیل کمبود بودجه وجود نداشت که بتوان به عنوان فیلم نفتی خطابش کرد و طبیعتاً در چنین محدودیت اعتباراتی، امکان تولید فیلمهای به اصطلاح فاخر دوره پیشین فراهم نبود.
ترکیب فیلمها نیز حکایت از تولید مجموعهای از آثار اجتماعی و نسبتاً کم هزینه دارد و این روند سال آینده به کاهش مضاعف بودجه سینما نیز تقویت میشود و فضای ریاضتی برای سینمای ایران تشدید خواهد شد و عدم امکان آغاز تولید یک فیلم دفاع مقدسی مشابه «چ» در یک سال اخیر نیز به دلیل کاهش شدید بودجه سینما است.
البته نقدهای مطرح شده توسط برخی از وبسایتهایی که همزمان با جشنواره سی و سوم شکل گرفتهاند و حداقل تاکنون کارکردشان در همین راستا است، از ماهیت جشنواره نیز فراتر رفته و حبیب ایل بیگی معاون تازه نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی که این مسئولیت کلیدی را از محمد احسانی تحویل گرفت، نیز با ادبیاتی مشابه یاد شده است.
با این اوصاف باید دید علی رغم حذف بسیاری از حواشی احتمالی جشنواره سی و سوم در مراحل مختلف در راستای برگزاری آرام این رویداد، چنین فضایی مطلوب بسیاری گروهها نیست و بنابراین احتمالاً مسیر دشوارتری نسبت به دورههای پیشین جشنواره وجود دارد. با این اوصاف باید در 12 روز آینده چشم انتظار جشنوارهای بود که همواره آبستن اتفاقات غیرمترقبه بوده و این اتفاقات غیرمترقبه - نظیر دوره پیشین- گاهی از همان افتتاحیه شروع شده و تا اختتامیه استمرار داشته است.