-
چهارشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۱۶ ق.ظ
-
۷۶
این روزها قم، دو یزدی متفاوت را به خود میبیند. یکی آیت الله مصباح یزدی که تبدیل به منتقد شماره یک دولت یازدهم شده است و دیگری آیت الله محمد یزدی که این روزها روزه سکوت گرفته است و کمتر سخن میگوید. رئیس موسسه امام خمینی در حال بازگشت به روزهای فعال خود در عرصه سیاست است یعنی سالهای دهه 70 که نقش خنثی کننده تئوریهای اصلاحات را در نمازجمعه بازی میکرد اما آیتالله محمد یزدی، این روزها فضای جدیدی را در زندگی سیاسی خود تجربه میکند و آنهم سکوت درباره شرایط کشور است.
بسیاری او را « شیخ معترض» مینامند، روحانی که از منتقدان جدی هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی بود و نقدهای جدی به محمود احمدی نژاد داشت، اما این روزها در قِبل دولت جدید ایران سکوت کرده است، سکوت معناداری که هنوز علت آن مشخص نشده است. آیتالله تنها در این یک سال و نیم گذشته از عمر دولت یازدهم، نامهای محرمانه با امضای رئیس جامعه مدرسین قم نوشت و در آن به قول سید احمد خاتمی، دولت را« حمایت ناصحانه» کرد.
در کنار سکوت آیتالله یزدی به عنوان رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در سوی دیگر شهر آیتالله مصباح یزدی این روزها نقش فعالی در عرصه سیاسی کشور دارد. آیتالله مصباح یزدی، رئیس موسسه امام خمینی، این روزها به تنهایی در میان روحانیون شناخته شده قم جور مخالفت با دولت روحانی را به دوش میکشد و از هر تریبونی برای انتقاد از سیاستهای دولت به ویژه در زمینه سیاست خارجی استفاده میکند.
آیتالله مصباح اولین انتقاد جدی خود را بعد از سخنان رئیس جمهور در مورد منتقدین مذاکرات هستهای بیان داشت و گفت:« متهم می کنند به بی سوادی و کم فهمی و کج فکری و چیزهای دیگر اینها خودشان نصیحت خدا و پیغمبر است ، دوست نمی دارید کسی که شما را نصیحت کند و از شما انتقاد کند، می گویید انتقاد را دوست داریم و حق با مخالف است ولی دروغ می گویید ، طاقت شنیدن یک جمله را ندارید»
آیتالله مصباح یزدی این روزها بیش از هر زمان دیگری شبیه به مصباح دهه 70 ایران است. کسی که به تنهایی پرچم مخالفت با خاتمی و دولت اصلاحات را به دست گرفته بود و از تربیون نمازجمعه و بیان مسائل ایدئولوژیک به مقابله با جریان اصلاحات و متفکران آن میپرداخت. رئیس موسسه امام خمینی بعد از دولت خاتمی خوشحال از پیروزی محمود احمدی نژاد و تحقق دولت کریمه از سیاست جدا شد و ترجیح داد که بیشتر به درس و بحث بپردازد. اما انحراف احمدی نژاد و نزدیک بیش از حد او به مشایی باعث شد که مصباح بازهم وارد سیاست شد و اینبار به انتقاد از رئیس جمهوری بپردازد که روزی او را یاور امام زمان میدانست.
حمایت از احمدی نژاد و تبری جستن از او دو ویژگی یکسان این دو آیتالله شناخته شده قم است. هم یزدی و هم مصباح هر دو در انتخاباتهای 84 و 88 تلاش کردند که احمدی نژاد بر هاشمی و موسوی غلبه کند اما رفتارهای شهردار سابق تهران در دوره دوم ریاست جمهوری باعث شد که این دو « یزدی» قم، از رئیس جمهور محبوبشان دل بکنند و مسیر تازهای را آغاز کنند.
این دو حامی احمدی نژاد در دهه 80 در روش سیاسی اما داستان جدا از یکدیگر دارند. مصباح یزدی علاقه فراوانی به تک روی سیاسی دارد و بر این باور است که اجتهاد فردی بسیار بهتر از خرد جمعی است اما آیتالله یزدی معتقد به وحدت و کثرت اصول گرایی است. این اختلاف دیدگاه در انتخابات ریاست جمهوری سال92 و انتخابات مجلس نهم به خوبی بروز کرد.
آیتالله دلگیر از احمدی نژاد و مشایی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، خواستار وحدت اصول گرایان شد و با حمایت از دکتر علی اکبر ولایتی از دیگر جریانهای اصولگرایی خواست تا از وزیر سابق وزارت خارجه حمایت کنند، تا بازهم شاهد به قدرت رسیدن جریان اصلاحات نباشیم. اما اصول گرایان به ویژه اعضای جبهه پایداری به ریاست آیتالله مصباح مسیر دیگری رفتند، تا یزدی بعد از انتخابات از احتمال تجزیه جامعه مدرسین سخن به میان آورد.
آیتالله یزدی در گفتوگویی با اشاره به این اختلاف میگوید «نزدیک بود در جامعه مدرسین یک تشکل جدیدی شکل بگیرد. چه توسط کسانی که در جلسات جامعه شرکت میکنند و چه آنهایی که شرکت نمیکنند. خوشبختانه به دلایل مختلف و بهخواست خداوند متعال جلوی این تجزیه گرفته شد و خدا را شکر میکنیم که در حال حاضر هیچ تجزیهای در جامعه مدرسین وجود ندارد. همه اعضای محترم چه کسانی که در جلسات جامعه شرکت میکنند و چه کسانی که شرکت نمیکنند، همه را محترم میشماریم.» به گفته وی «خوب است طلاب محترم ما بدانند، بنده خدا را گواه میگیرم ما برای جلوگیری از تفرقه به همراه چند تن از دوستان جلسهای کاملاً خصوصی تشکیل دادیم و از تعدادی از اعضای مجلس خبرگان دعوت کردیم.هدف اصلی این بود که انعطاف بیشتری بین روحانیون باشد تا شکاف جدیدی به وجود نیاید و به این امید که روحانیت مبارز و جامعه مدرسین درخصوص مسائل سیاسی کشور همراهی و همدلی د اشته باشند که این وحدت و همدلی امر بسیار مفیدی است.»
داستان این دو آیتالله اینجا به پایان نمیرسد. تلاشهای تقوی عضو جامعه روحانیت مبارز تهران و سکوت آیتالله یزدی در فضای سیاسی کشور باعث شده آیتالله مصباح به عنوان رهبر معنوی جبهه پایداری از فرصت بدست آمده برای نشان دادن خود به عنوان رهبر اصول گرایان استفاده کند. درگذشت آیتالله مهدوی کنی به عنوان زعیم اصول گرایان در تهران و سکوت معنا دار آیتالله یزدی به عنوان زعیم اصول گرایان در قم باعث شده است تا زمین بازی برای مصباح یزدی بیش از هر زمان دیگری آماده باشد. به نظر میرسد شیخ محمد یزدی همچنان از حوادث پیش آمده در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم دلگیر است و اصول گرایان نیز نتوانستهاند به این دلگیری پایان دهند.
در این میان سخنان آیتالله علم الهدی در همایش اصول گرایان به خوبی بیانگر این معناست که جریان راست ایران در مسیر تحول قرار گرفته است. آیتالله با بیان اینکه آنها که زمانی پیاده نظام جریان اصولگرا بودند، الان برای خودشان بزرگان قوم شده اند و نمی خواهند پیاده نظام باقی بمانند گفت:« در گذشته، جامعه روحانیت و جامعه مدرسین در راس قرار داشتند و نخبگان براساس تجربه، تصمیم گیری می کردند و در ادامه نیز نیروهای متدین در میدان حرکت به عنوان پیرو و پیاده نظام عمل می کردند که در نهایت، اصولگرایی فاتح می شد. این مربوط به اصولگرایی است و در ۳۵سال گذشته آن پیاده نظام ها پیرو بودند اما امروز خودشان بزرگان قوم شده اند و نمی توان گفت باید امروز هم پیاده نظام باشید و هرچه ما می گوییم قبول کنید چراکه باید بپذیریم اینها بزرگ شده اند؛ در محیط آکادمیک و روحانیت صاحب اندیشه هستند لذا باید در تصمیم گیری ها سهیم شوند»
این سخنان علم الهدی یک پیام بزرگ برای جریان اصول گرایی است و آنهم تغییر در مدیریت جریان راست ایران است. جریانی که به نظر میرسد با توجه به شرابط به وجود آمده و به خاطر فوتها و سکوتها به سمت رهبری افرادی میرود که در گذشته دم از جدایی و عدم وحدت میزدند و امروز قرار است رهبری اصول گرایان را به عهده بگیرند.