-
جمعه, ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ۱۰:۱۸ ق.ظ
-
۱۱۶
پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا که بیش از هر چیز باید آن را ناشی از ضعفهای ساختاری در دولت دموکراتها و همچنین ناتوانی شخص رئیسجمهور در تحقق وعدههای انتخاباتی دانست، در افکار عمومی جهان بازتابهای متفاوتی داشت. این بازتابها در ایران بیشتر معطوف به سرنوشت پرونده هستهای در صورت قدرتیافتن جمهوریخواهان بود.
در این بین برخی با تحلیلهای علمگرایانه از ابعاد مختلف تلاش کردند با تئوریهای مختلف دست به تشریح واقعه و پیشبینی آینده بزنند اما گروهی دیگر نیز ظاهرا بهدنبال کلاهی دیگر از نمد جمهوریخواهانه هستند.
روز گذشته یادداشتی از «علی خرم»، که از سوی برخی منابع مشاور وزارت خارجه خوانده میشود در روزنامه «اعتماد» (شماره 3106) منتشر شد که مداقه در آن خالی از لطف نیست. آقای خرم در این یادداشت مینویسد: «ذکر این نکته ضروری است که امکان رسیدن به توافق تا ٢٤ نوامبر وجود دارد و علاوه بر ایران، تکتک اعضای گروه ١+٥ هم نشان دادهاند که به دنبال به نتیجه رسیدن این مساله و پایان یافتن پرونده هستهای هستند».
وی که در عبارت تکتک، زحمت حتی تشکیک در عزم طرف آمریکایی در حصول توافق را بهخود نداده و یکسره خوشبینانه به آنسو نگریسته است، در بخش دیگری از یادداشت خود مینویسد: «اصلیترین مطالبه جمهوری اسلامی ایران، بحث تحریمها است. تحریمها به تحریمهای شورای امنیت، اتحادیه اروپا، تحریمهای رییسجمهور آمریکا و کنگره تقسیم میشوند». خرم در اینجا هم فراموش میکند که اصلیترین هدف تثبیت حقوق ملی ایرانیان در عرصه هستهای است و لغو تحریمها اگرچه مهم است، اما در درجه بعدی قرار میگیرد.
آقای خرم در فراز دیگری بهدرستی اذعان کرده است که «تحریمهای کنگره آمریکا از سایرین خشنتر و تندتر هستند و شاید بتوان ادعا کرد که بخش سخت کار همین از میان برداشته شدن تحریمهای کنگره آمریکا است» و افزوده است: «باراک اوباما رییسجمهور ایالات متحده ادعا میکند که میتواند در صورت رسیدن به توافقنامه جامع هستهای با ایران، کنگره را متقاعد کند اما برای جمهوری اسلامی ایران این جمله شفاهی کفایت نمیکند. باراک اوباما دو سال دیگر در مسند قدرت در کاخ سفید نیست و رییسجمهور آتی میتواند از جمهوریخواهان باشد به علاوه اینکه بر اساس انتخابات اخیر، کنگره آمریکا هم در اختیار جمهوریخواهان قرار گرفته است.»
از اینجا به بعد یادداشت آقای خرم جالبتر هم میشود. به این فراز توجه کنید: « بنابراین ایران در حال حاضر به دنبال "بهرسمیت شناخته شدن" سندی است که بر اساس آن دولت آمریکا نه تنها مسوول تحریمهایی باشد که به امضای رییس جمهور قابل از میان برداشته شدن است بلکه بر اساس آن سند، کاخ سفید مسوولیت برداشته شدن تحریمهای کنگره را هم بر عهده بگیرد.»
در خصوص جملات فوق باید گفت، از آنجا که در برنامه مشترک اقدام و در تشریح عناصر گام نهایی آمده است: «بهطور جامع تحریمهای مرتبط با هستهای شورای امنیت سازمان ملل، چندجانبه و ملی را برمیدارد»، ایران حق دارد بهدنبال تضمین برداشته شدن این تحریمها باشد. اما اگر قرار باشد که کاخ سفید مسوول برداشتن تحریمهای کنگره باشد، قطعا نیازمند مجوز کنگره است. با توجه به شناختی که از کنگره آمریکا – حتی همین کنگره فعلی – داریم، بعید است آمادگی دادن چنین مجوزی را داشته باشد.
آقای خرم در بخش پایانی یادداشت خود چنین نوشته است: «در حال حاضر یکی از مسائل مطرح ترکیب جدید کنگره و تاثیر آن بر مذاکرات هستهای ایران است. در این خصوص باید گفت که این ترکیب جدید تا ژانویه دستی بر آتش نخواهند داشت و جمهوریخواهانی که جدیدا به کنگره راه یافتهاند روی کرسیهای خود جلوس نخواهند کرد. در نتیجه در این فاصله کاری از دست آنها برنمیآید. آنچه باید مدنظر قرار داد این است که هم دولت ایران، هم اروپاییها، روسها و چین و هم دولت آمریکا تلاش میکنند با به نتیجه رساندن مذاکرات، مانع از به تعویق افتادن روند شده و نیازی به جلب نظر مثبت کنگره و سنا هم نداشته باشند. در شرایطی که طرفین بتوانند تا ٢٤ نوامبر به توافق برسند بحث نیاز به تصمیمگیری کنگره در خصوص توافقنامه نهایی هم از میان خواهد رفت. در شرایطی که به این توافق نرسیم پس از ماه ژانویه، مجلس نمایندگان و سنا به پرونده ورود پیدا خواهند کرد و در این صورت حتی احتمال وجود دارد که توافقنامه موقت ژنو هم توسط تندروهای کنگره زیر سوال برده شود.»
این بخش از یادداشت آقای خرم که قاعدتا نتیجهگیری آن است، بهنظر پارادوکسیکال میرسد:
اولا، چطور برای برداشتن تحریمهایی که کنگره آنها را تصویب کرده است، نیازی به تصویب کنگره نیست؟ رئیسجمهور آمریکا آیا پس از به اجرا درآمدن، میتواند آنها را وتو کند؟ چنین چیزی محتمل نیست. اوباما تنها میتواند این تحریمها را تعلیق کند و برداشتن آنها منوط به کسب اجازه از کنگره است. جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده هم اذعان کرده است که دولت اوباما قصد ندارد کنگره را از روند تصمیمگیری در خصوص توافق نهایی حذف کند. بر این اساس، حتی اگر توافق تا 24 نوامبر حاصل شود، ورود کنگره به آن ضروری بهنظر میرسد؛
ثانیا، اگر توافق موقت ژنو که قریب به یکسال از آن میگذرد، میتواند توسط کنگره آتی زیر سوال برده شود، چه تضمینی وجود دارد که توافق جامع چنین سرنوشتی را پیدا نکند، حتی اگر قبل از 24 نوامبر به امضا برسد؟ توافق موقت ژنو که بههر حال قدیمیتر از توافق جامع است و ماههاست که در حال اجراست.
بههر روی، جمهوری اسلامی ایران قطعا بهدنبال برچیده شدن تمام تحریمها است و توافق ژنو نیز همین را میگوید، بر این اساس توافق جامع باید برچیده شدن تحریمهای کنگره را نیز در برگیرد و برچیده شدن این تحریمها، به احتمال زیاد بدون دخالت کنگره ممکن نخواهد بود؛ همانطور که تصویب «پروتکل الحاقی» در ایران نیز نیازمند رای مجلس شورای اسلامی است و خود برنامه مشترک اقدام نیز به آن اذعان کرده است.
چنین نتیجهگیریهای پارادوکسیکالی تنها یک سوال را در ذهن مخاطبان آگاه ایجاد خواهد کرد. «چه کسی بهدنبال استفاده داخلی از پیروزی جمهوریخواهان است؟» جان کری و اوباما یا کسانی که دوگانه «توافق خوب یا توافق بد» را زیرکانه بهدوگانه «توافق یا عدم توافق» تبدیل کرده و تحویل افکار عمومی دادهاند؟